شمع وپروانه از :فروغی بسطامیاندوه توشد وارد کاشانه ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه ام امشبصد شکر خدارا که نشسته است بشادیگنج غمت اندر دل ویرانه ام امشبمن از نگه شمع رخت دیده ندوزمتا پاک بسوزد پر پروانه ام امشبترسم که سر کوی تورا سیل بگیردای بی خبر از گریه مستانه ام امشبیک جرعه آن مست کند هر دوجهان راچیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشبامید که بر خیل غمش دست بیابدآه سحر وطاقت مردانه ام امشباز من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام امشب بی حاصلم از عمر گرانمایه ((فروغی ))گر جان نرود در پی جانا نه ام امشب + نوشته شده در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ساعت 2:12  توسط علی فرزانه
|
Banak va Goonagoon...
ما را در سایت Banak va Goonagoon دنبال میکنید
برچسب: وپروانه, نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 14:07